زکسی نمی کند یاد
همه ایستاده در باد
خبر از نسیم نداریم
همه اوفتاده درغم
غم نان و آز و حسرت
همه ایستاده در باد
خبر از کسی نداریم
همه ایستاده در باد
--------------------
این شعرویکی از دوستای خوبم به عنوان نظر برام فرستاده .اونقدرقشنگه که تو وبلگم نوشتمش.
چه فکرمی کنی؟
که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگی؟
دراین خرابِ ریخته
که رنگ عافیت ازاوگریخته
به بن رسیده راهِ بسته ایست زندگی
چه سهمناک بودسیل حادثه
که همچواژدهادهان گشود
زمین وآسمان زهم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
وآفتاب در کبوددره های آب غرق شد
هوابداست
توباکدام باد می روی؟
چه ابرتیره ای گرفته سینه تورا
که باهزارسال بارش شبانه روزهم
دل تووانمی سود
چه فکرمی کنی؟
جهان چوآبگینه شکسته ایست
که سروراست هم دراوشکسته می نمایدت
چنان نشسته کوه درکمین دره های این غروب تنگ
که راه بسته می نمایدت
زمان بی کرانه را
توباشمارگام عمرمامسنج
به پای اودمی است این درنگ دردورنج
به سان رودکه در نشیب دره سربه سنگ می زند
رونده باش
امیدهیچ معجزی زمرده نیست
زنده باش
(ه . ا .سایه)
حداقل من تا حالا ندیده ام که مثلاْروزعاشورا یه روز نسبت به تقویم شمسی پس وپیش بشه.
هیچ کس ندابه گوش کرنمی دهد(ه .ا.سایه)
درکدام شعرمی توان توراسرود
باکدام واژه ازتومی توان نوشت
باکدام سازمی توان نغمه تورانواخت
بر کدام بوم رخ تورامی توان کشید
صدای تومرادوباره شادمی کند
خیال توست که دوزخ مرابهشت می کند
تو معنی تمام واژه های عاشقانه ای
ستاره بر تو بوسه می زند
وماه به قامت تو سجده می کند
زمین به خاطرتورقص می کند
وقلب من اینچنین
برای توست که می تپد
نرخ بازدید از برج میلاد100.000ریال
نرخ ورودی پارکینگ30.000 ریال
و حتی!! نرخ ورودی پارکینگ شهربازی ارم20.000 ریال
ودقت کنیم
نرخ ورودیه تخت جمشید5.000 ریال
نرخ ورودی پاسارگاد 3.000 ریال
زمان بیکرانه را تو با شمارگام عمرما مسنج(ه.ا.سایه)
و
باخودمی گویم
مراچه شد باآن همه غرور
با یک نگاه شکستم
وبانگاهی دیگرعشق در من روئید
آنگاه من سربرآسمان کشیدم
ودیدم که
زندگی چه زیباست
چون تو نقشی ازآن هستی
می گذارد یک پیغام
بر من خسته خواب آلوده
عاقبت هرآفتاب
بایدش بگذشت از لب بام
پس از این با چشمانم بخندم
که اگر با دهانت بخندی
به جرم شاد بودن
غمگنانه محاکمه می شوی